دخالت نمایندگان درانتخاب مدیران،موافق یامعارض قانون اساسی؟

ملکی 2

نوای گیلانغرب :اینک که زمان نزدیک به انتخابات مجلس شورای اسلامی رسیده است و هیجان آن کم کم ،زیاد می شود این سئوال مطرح است که در مناطق کوچک و کمتر توسعه یافته(در مقیاس کشوری) چرا شور انتخابات نسبت به سایر مناطق نظیر پایتخت و.. بالاتر است و چرا مردم این مناطق نماینده را گزینه اصلی و چه بسا تنها گزینه برای پیشرفت و آبادانی شهر و منطقه خود می دانند. آیا واقعا نماینده به تنهایی می تواند کلید توسعه شهر باشد؟.
همه ما می دانیم انجام و ایجاد طرح های توسعه شامل کارهای عمرانی،صنعتی، کشاورزی ،رونق تولید و ایجاد اشتغال، وظیفه اصلی دولت یعنی قوه مجریه است و قوه مقننه بر طبق قانون اساسی دارای دو وظیفه اساسی می باشد:۱- قانون‌گذاری در صحن مجلس و مشارکت در مباحث مجلس برای تصویب قانون ۲- نظارت و بررسی کار سایر قوا برای استیفای حقوق ملت. بنابراین با توجه به اصل۵۷ قانون اساسی مربوط به تفکیک قوا ، نمایندگان حق دخالت در امور قوه مجریه را ندارند و تنها می توانند مدیران را رصد نمایند و نقش نظارتی ایفا نمایندو در مواقع قصور یا سهل انگاری به دولت تذکر بدهند. متاسفانه به این اصل در تمام ادوار مجلس شورای اسلامی توجه نشده است و اولین ناقض این حقوق خود نمایندگان، به خصوص نمایندگان مناطق کمتر توسعه یافته در کشور بوده اند و شاهد آن هم دخالت های بسیار زیاد در عزل و نصب ها بوده است. شاهد دخالت نمایندگان هم دیدگاه مردم آن مناطق در خصوص انتساب مدیران می باشد که از دیدگاه آنان کسانی می توانند مدیر شوند که ارتباط نزدیکی با نماینده داشته باشند. متاسفانه دخالت نمایندگان در انتساب مدیران کاملا مغایر با یکی از وظایف اصلی آنها در قانون اساسی، یعنی نظارت بر دولت می باشد چرا که نماینده نه تنها نمی تواند بر مدیر منسوب خود نظارت داشته باشد چه بسا که درصدد پوشش عیوب او نیز باشد و این یعنی نقض آشکار قانون اساسی توسط نماینده ای که مردم او را کلید توسعه منطقه خود می دانند. اما اینکه چرا این نمایندگان بسیار در انتساب های مدیران حتی تا سطح یک مدیر مدرسه هم دخالت می کنند، ریشه در عدم توانایی آنان در تصمیم گیری کلان ملی و عدم توانایی در مشارکت مربوط به مباحث اساسی در سطح ملی را دارد و با این دخالت های نابجا در انتسابها، به نوعی حس جاه طلبی و قدرت نمایی خود را ارضاء می کند. البته مشورت دادن به مدیران رده بالا و معرفی افراد لایق در حوزه انتخابیه خود، فارغ از هر نوع تبعیض، کاری بسیار شایسته از طرف نمایندگان می تواند باشد که تا حالا چیزی که اتفاق افتاده است مشورت نبوده بلکه دخالت های شدید بوده است.البته همه می دانیم که انتساب مدیران به صورت غیر مستقیم و با ایجاد فشار بر مدیران رده بالا صورت می گیرد.
به طور کلی آفت های مهم دخالت نمایندگان در عزل و نصب ها را می توان به شرح زیر بر شمرد:
۱- انتساب مدیران متملق( در بیشتر موارد) و به حاشیه رانده شدن نیروهای لایق و متخصص که اهل تملق و رانت نیستند و این یعنی عقب ماندگی منطقه. به نظر اینجانب بیشترین ضربه به شهر ما گیلانغرب از همین ناحیه وارد شده است.
۲- با انساب مدیران توسط نمایندگان،آنها مجبور خواهند بود چشم خود را بر کاستی های مدیران ببندند و این یعنی زیر پا گذاشتن عدالت.
۳- عدم استقلال اندیشه مدیریتی مدیران هم یکی از این آفت ها می باشد، چرا که در صورت تمرد از دستورات نماینده به راحتی برکنار می شود.چنین مدیری به ناچار مجبور است به نیات و خواسته‌های مختلف نمایندگان اعم از خواسته‌های شخصی و گروهی تن بدهد و این قطعاً خلاف اصول مسلم مدیریتی بوده و هست.
۴- هنگامی که نمایندگان با استفاده از سرمایه افراد و توان افراد به کرسی نمایندگی تکیه داده اند، می بایست به خواسته های آنها نیز تن در دهند، هر کس جلسه پربارتری برگزار نماید چشم داشت بیشتر هم خواهد داشت و این یعنی دخالت بسیار از افراد عادی جامعه در عزل و نصب مدیران نه بر اساس شایستگی بلکه بر اساس وابستگی های گروهی، سیاسی و قبیله ای.
با توجه به مطالب بالا اینجانب یکی از دلایل عمده و مهم توسعه نیافتن گیلان غرب را همین مورد یعنی دخالت نمایندگان در عزل و نصب ها می دانم که موجب عدم به کارگیری مدیران لایق و مستقل(در بیشتر موارد) شده است. به عنوان مثال تغییر مسیر خط راه آهن از گیلان غرب یکی از همین موارد می باشد چرا که بر اساس مشخصات فنی و اجرایی این خط از گیلان غرب رد می شد اما سرسپردگی و عدم استقلال مدیران رده بالا و ترس آنها از نمایندگان سبب شد که مسیر این طرح تغییر کند . اگر مدیر لایق و متخصصی در راس اداره مربوطه بود، هرگز اجازه نمی داد که فشار نماینده بر مسائل فنی و علمی برتری یابد.برای انتخاب نماینده شایسته می بایست بینش سیاسی و فرهنگی مردم ارتقاء یابد تا فارغ از هر گونه تعصب مبادرت به انتخاب نماینده شایسته و در خور شان خود نماید. گیلان غرب نیازمند توجه مسئولان کشوری است تا ذره ای از آلام بیشماری که در جنگ تحمیلی(البته با افتخار) بر پیکره این خطه ذر خیز افتاده است، التیام یابد.
با آرزوی توفیق و سلامتی برای همه مردم حوزه انتخابیه خصوصاً همشهریان غیور و ایثارگر گیلانغربی

محمد ملکی دانشجوی سال سوم دکتری مهندسی نقشه برداری دانشگاه تهران و عضو هیات علمی دانشگاه ایلام

 telegram

مطالب مرتبط

مطلب مرتبطی پیدا نشد.

نظرات

14 دیدگاه برای “دخالت نمایندگان درانتخاب مدیران،موافق یامعارض قانون اساسی؟”

  1. آدر ولی زاده می‌گه:

    آفرین .

  2. گیلانغربی می‌گه:

    آقای ملکی عزیز،آنچه که شما ذکرنمودید مختص به گیلانغرب نیست بلکه به نظرمن درتمامی این مملکت آسمان همین رنگ است. واین تصویرست ازکل جامعه ما اما درمقیاسی کوچک ودریک گوشه کوچک ازآن بنام گیلانغرب.
    آره همشهری خوبم آفت بزرگ این جامعه حامی پروری است. دردمکراسی های بزرگ این نه مدیران میانی یا رده پایین بلکه مدیران بالایی جامعه هستند که هرچندیکباردرمحک آزمون رای دهنده گان قرارمیگیرند وبرحسب موفقیت ویاعدم موفقیت شان یامیمانند ویابایدبروندوجایشان رابه کسانی دیگربسپارند تاهدایت جامعه رادردست گیرند.
    یک ضرب المثل خارجی میگوید پله هارا ازبالابه پایین تمیزمیکنندونه ازپایین به بالا.

  3. . . . می‌گه:

    متاسفانه این وضعیت از اول بوده، هست و در آینده نیز چنین خواهد بود، وقتی قشر عظیم همشهریان هنوز نمیتوانند دست از رسوم و عادت های غلط اجتماعی خود بردارند، چگونه قادر به تغییر این وضعیت خواهیم بود، نمونه کوچک آن همین انتخابات شورای قبلی . انتخابات شهردار و . . .
    تا وقتی این تفکر که قوم و اجداد طرف مهم نیس، مهم توانائی و لیاقت های خود فرد است اصلاح نشود ره به جائی نمیبریم، با این حال تلاش شما در ااشاعه مشکلات قابل تقدیر است. مانا باشید مهندس خوش فکر . . .

  4. ali می‌گه:

    بعید می دانم که این قوم قوم بازیها درست دست شود
    برای نماینده ها و شورها باید اهداف کلی مردم و منطقه اهمیت داشته باشد
    ولی…
    تا افراد صورت قبیله ای انتخاب شوند و هدف منفعت شخصی باشد
    گیلانغرب همین گیلانغرب خواهد بود
    شهری بن بست و درو افتاده گرمسیری
    حالا می خواد چندمین شهر قهرمان باشد یا نباشد…

  5. گیلانغربی: می‌گه:

    بسیار عالی و به جا بود. امیدوارم جوانان لایق و نخبه ای مانند شما روزی به عنوان نماینده مردم انتخاب گردند.

  6. مهگل می‌گه:

    چراشور انتخاباتی در مناطق کوچک وکم جمعیت بیشتر از مناطق بزرگ و پر جمعیت است?
    ا- با توجه به اینکه تعداد کاندیداها بیشتر وبومی و قبیله ای هستند و مردم بعلت تعصبی که دارند که کاندید فامیل یا قبیله شون موفق بشه تلاشها و فعالیتهاشون بیشتر میشه در نتیجه شور انتخابات بالا میره.
    ۲-علت اینکه مردم مناطق کوچک نماینده را تنها گزینه برای حل مشکلات و توسعه و آبادانی منطقه خود می دانند،بخاطر وعده های داده شده به مردم توسط تماینده ،
    ۳-در انتخاب نماینده لایق ومتخصص و دلسوز باید بند او ۲ کمرنگ بشه و بینش فرهنگی مردم ارتقا یابد
    ما مردم گیلانغرب با توجه به اینکه بیشترین قشر جامعه مان جوانان و تحصیلکرده را تشکیل داده چرا در هر انتخاباتی اعم از شورای شهر، نمایندگان مجلس،،،،گذشته را تکرار می کننم .همه باید بدانیم وظایف اعضای شورای شهر و نماینده و غیره چیه،آیا یک نماینده چگونه می تواند معضل بیکاری را از بین ببرد، بله نماینده لایق با انتخاب مدیران لایق و با نظارت کامل و بدون نفع شخصی خود و اطرافیانش مشکلات حوزه انتخابیه را می توان کاهش دهد. عزیزان بنا به اظهار نظر اقای ملکی کلید توسعه و آبادانی در مناطق دست نمایندگان نیست ،اما انتخاب نماینده لایق و شایسته وظیفه ماست، دست از قبیله گرایی برداریم ،در انتخابمان درست فکر کنیم ،درست تصمیم بگیریم،و درست انتخاب کنیم ،نگاه کنین در طول سال چند شهردار انتخاب وبعد از چند روز،برکنار شدند ،انتخاب مدیران لایق و کار آمد و دلسوزتوسط ما مردم است، نگاهی به شهرمان بیندازیم بعد از جنگ چه توسعه ای صورت گرفته،هدفمان بخاطر کارت شارژ ناقابل و یا ترس از قسم دادن ویا فامیلی و غیره له نکنیم،آن شخصی که لیاقت مدیریتی دارد را انتخاب کنیم،به نظر آقای ملکی توسعه مناطق کوچک به دست مسئولان کشوری است ،تا بحال چند مسئول از شهرمان بازدید کرده واز نزدیک مردم مشکلات شهر شان را با آنها مطرح کردند آیا تغییراتی به وجود آمده در حالیکه دومین شهر قهرمان کشور است،در هر خانواده ای چند فرزند تحصیل کرده بیکار وجود دارد،اگرمسئولان کشوری نگاهی به مناطق توسعه نیافته بندازند،و با دایر کردن کارگاههای تولیدی واستفاده از کار آفرینان جوانان باری از مشکلات را می توان کاهش داد ،در نتیجه برای از بن بست در آوردن شهرمان و کاهش سطح بیکاری نیاز به مردمی آگاه ومدیرانی شایسته ومتخصص دارد،با تشکر از نظر آقای ملکی

  7. گیلانغربی می‌گه:

    مهگل عزیز، قبیله گرایی وخودراآویزان کردن به شخصی بنام نماینده ازطریق ایل وعشیرت ناشی ازنبودحقوق شهروندی است. اگرهمه ما به یکسان شانس برابردرانتخاب شغل و تحصیل و….داشته باشیم لازم نیست که امیدمان رابه نماینده ویا امثالهم ببندیم که درآینده بتواندگرهی را ازکارفروبسته ما بگشاید. داشتن شغل وشانس مساوی وبرابردربرخورداری ازامکانات، حق همه و جزیی کوچک ازحقوق شهروندی ما درکشوری بنام ایران است. دردجایی دیگرودرمان هم نماینده خوب ویاکمترخوب نیست بلکه داشتن آن حقوق یکسانی است که همه باید ازآن برخودارباشیم. درموردتوسعه نیافته گی گیلانغرب هم باید گفت که همه نقاط این مملکت هم متاسفانه از شانس یکسان وبرابرازاین جهت برخوردارنیستند، مثلاشهرهای نزدیک به مرکزازتوسعه یافتگی بیشتروهرچه ازآنجا دورترمیشویم میزان توسعه یافتگی کمترومحرومیت بیشتراست. شایدندانیدکه درسیستان وبلوچستان مناطقی هستند که مردمانشان هنوزنه تلویزیون دیده اند ونه ماشین ورادیووبدترازآن حتی شناسنامه هم ندارند!!!

  8. مهگل می‌گه:

    گیلانغربی عزیز ،اگربرابری در هر جامعه ای باشد و حقوق شهروندی رعایت بشه دیگه نیاز به انتقاد و پیشنهاد نیست همه بطور مساوی به دور از دغدغه و مشکلات زندگی می کنند اما مشکلات امروز مردم ما،بقول شما نا برابری حقوق شهروندی است،عده ای واقعا” در رفاه هستند، و عده ای دیگر غرق در مشکلات سخت زندگی هستند برای مثال اگر به سطح حقوق کارکنان دولت نگاه کنیم یک معلم که پایه و اساس تعلیم و تربیت در جامعه است یک چهارم حقوق ساده ترین کارمند ارگان دیگر می گیردکه نمی تواند با آن حقوق کم چگونه امرار معاش کند مجبوره که شغل دوم داشته باشه که بتوانه در مقابل فرزندانش کم نیاره در این صورت چگونه میتواند با این همه فشار کاری در تعلیم و تربیت مثمر ثمر باشد که باید این نا برابری از بین بره،یا در مورد جوانان بیکار و تحصیلکرده که بیشتر آتها عادی و فاقد سهمیه می باشند در جامعه ناامیدند،خوب اینهم نیاز به مدیریت صحیح دارد،که بتوان برای همه شهروندان حقوق مساوی بر قرار کند،نتیجه می گیریم اگر همه شهروندان چه در مرکز وچه در مناطق کوچک دور و نزدیک از حقوق یکسان بر خوردار باشند خود بخود جامعه توسعه پیدا می کند،واین هم نیازمند مردمی آگاه ،مسئولانی دلسوزو جامعه ای سالم می باشد

  9. گیلانغربی می‌گه:

    توضیحی کوتاه درمورد کامنت ها:
    درمورداین مقاله آقای ملکی دونفربانام مستعارگیلانغربی باگذاشتن کامنت اظهارنظرکرده اند، یکی خودمن نگارنده این متن ویکنفردیگرکه شخص دیگری است که من هم نمی شناسم. اما دراین موردبهترمی بود که آن دوست دیگرگیلانغربی توضیح میدادکه ایشان آن گیلانغربی اولی نیست وشخص دیگری است که متاسفانه چنین نکرده است. اما دراینجا جهت اطلاع میگویم که کامنت های دی ۷، ۱۳۹۴ در ۵:۱۸ ب.ظ و دی ۱۰، ۱۳۹۴ در ۱۰:۲۸ ق.ظ ازمن نیست وازآن آن گیلانغربی دیگراست.

  10. مهگل(گیلانغربی) می‌گه:

    خانم ولی زاده عزیز،دیدگاه های که مطرح شدند در مورد وظایف نمایندگان درمجلس و همچنین دادن آگاهی به مردم برای درست انتخاب کردن نماینده به مجلس و نیز در مورد وعده های داده شده توسط کاندیداها جهت رفع کلیه مشکلات فردی واجتماعی و منطقه ای که بیشتر وعده ها ممکنه جزء وظایف نمایندگان نباشد،در ضمن اگر از یک شخص ابتدایی پرسیده شود که وظایف نمایندگان در مجلس چیست می فهمه که وظایف آنها چیه و کار نماینده رابا کار یک کدخدا اشتباه نمیگیره، در دیدگاه آقای ملکی توضیح داده شده که نمایندگان مجلس و به طور کلی مجلس شورای اسلامی دو وظیفه اصلی دارد که اولیش قانونگذاری و دومی آن نظارت می باشد و یکی از مواردی که باید کاندیداهای مجلس شورای اسلامی با آن آشنا باشند وظایف یک نماینده مجلس است،متاسفانه بسیاری از مردم و گاها خود نماینده ها امور اجرایی راجزء وظایف نماینده مجلس می دانند در حالیکه این وظایف بر عهده دستگاههای دولتی و قوه مجریه می باشد،

  11. ALI KORD می‌گه:

    اقای ی ملکی ۲۰

پاسخی بگذارید


دو + = 10

آمارگیر وبلاگ