شهری که کتابفروشی ندارد!

رفیعی

“شهری که کتابفروشی ندارد!”
برای خرید کتاب روانه بازار میشوم.
به دنبال فروشگاهی مخصوص کتاب راسته بازار را می پیمایم،اما دریغ از یک مرکز خرید!
حتی یک عدد کتابفروشی برای خرید کتاب (همان غذای روح)در این شهر نمی یابم!جز کتابهای کمک آموزشی درسی و چند کتاب داستان کودکانه و چند کتاب شعر از شاعران بومی ،که به ندرت در نوشت افزار ها یافت میشود !
نا امید به سمت خانه برمیگردم و روزشماری میکنم که به استان بروم تا که از آنجا تهیه کنم.
سالهاست هیچ مرکز خرید کتابی در شهر گیلانغرب وجود ندارد و هیچ کس به این کمبود اعتراضی نمیکند!
این فقدان من را به فکر فرو داشت که چرا کتاب در این شهر ارزشی ندارد؟ آیا ارزش مراکز خرید دیگر از جمله (خوراک،پوشاک،لوازم زینتی و …) برای شهروندان گیلانغربی بالاتر از کتابست؟
بگذارید این سوال را طرح کنم …
آیا نوجوان وجوانان شهر ما میلی به ارتقای سطح اطلاعات خود و کتابخوانی دارند یا خیر؟
اگر جواب این سوال مثبت باشد برای رفع نیاز آنها چه تدبیری شده است؟
در این فکرم که بدانم آیا نبود کتابفروشی کسی را مانند من به رنج و زحمت انداخته ؟
متاسفانه کار ما شهروندان بسنده کردن به چند عدد کتاب شده که سالهاست همان کتاب های تکراری را در پشت ویترین یک نوشت افزار میبینیم .
این یک هشدار خطر برای سطح فرهنگ شهرمان است.سالهاست برای تهیه یک کتاب تا مرکز استان باید رفت راهی حدود ٢ونیم ساعت! سالهاست ما جوانان کتاب دوست از کمبود کتابفروشی رنج میبریم ،در صورتی که میشود در شهرخود تهیه کرد مانند سایر شهرهای دیگر استان !
تا چه زمانی برای تامین این نیاز به کتابخانه راضی شویم.
جایی نوشته بودند اطاق بدون کتاب مانند جسم بی روح است،شهر بدون کتابفروشی چطور؟
از مسئولین محترم تقاضا میکنم برای رفع این نیاز چاره ای بیندیشند.
به راستی خود شما کتابهایتان را از کجا تهیه میکنید؟

نویسنده : نسترن رفیعی

مطالب مرتبط

مطلب مرتبطی پیدا نشد.

نظرات

3 دیدگاه برای “شهری که کتابفروشی ندارد!”

  1. گیلانغربی می‌گه:

    باورکنید نسترن خانم تعجب می کنم که بعدازمدتها کسی رامی بینم که دنبال کتاب میگردد. بدین خاطرهزاران درودازمن برشما. البته محض یادآوری بگویم که حدود یکماه پیش دریکی ازوبلاگ ها خواندم که میل مطالعه درجامعه ایرانی آنچنان رو به افول گذاشته که یک نویسنده بخاطراینکه کتابهایش به فروش نمیرود همه آنها را یک جا آتش زده است.

    واما خود من ازبعضی دوستان کتابهایی راکه خیلی سالها پیش چاپ شده ونشریافته اند قرض میگیرم ومی خوانم. والبته شخصا به کتاب های فلسفی وتحقیقی علاقه مندم واگرازسراتفاق یک چنین کتابهایی نشرشوند حتما خواهم خرید.

    • نسترن رفیعی می‌گه:

      سلام برشما دوست گرامی
      متاسفانه سرانه مطالعه ما ایرانیان بسیار ناچیزست
      و همچنان عقب مانده ایم از کشورانی که با کتاب دوست شده اند…برای رفع این مشکل باید چاره ای اندیشید
      قطعا امثال ما بسیارند در این شهر اما صدایشان درنمی آید…چرایش را نمیدانم!شاید به نا امیدی رو آورده اند وامید به اعتراض ندارند

      • گیلانغربی می‌گه:

        اززبان حافظ میگویم:

        فلک به مردم نادان دهد زمام مراد
        تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس
        هوای مسکن مألوف و عهد یار قدیم
        ز رهروان سفرکرده عذرخواهت بس

        نمی دانم، شایدمردمان این مملکت تجربه ناخوشایندی از کتاب خواندن داشته باشند.

        بادرود به شما،
        گیلانغربی

پاسخی بگذارید


8 + = شانزده

آمارگیر وبلاگ