نگاهی به لایک کردن و گذاشتن استیکرها در فضای مجازی

432

نوای گیلانغرب : تکنولوژی بدون شک ساخته ای براساس اندیشه و عمل بشر بوده است تا بتواند از این ابزار برای بهتر کردن زندگی اش استفاده کند. دهه ی ۷۰ شمسی در ایران به نوعی با گسترش کامپیوتر در جامعه گره خورده است اما شاید کمتر کسی فکرش را می کرد که در دهه ی ۹۰ کامپیوترهایی با حجم و فضای بالا به شکل گوشی های تلفن همراه خودشان را نشان دهند! گوشی هایی که قابلیت نصب برنامه های  بسیاری از جمله فیس بوک، اینستاگرام وتلگرام و… را دارند.

اگر چَت کردن کامپیوتری را برنامه مورد علاقه ی جوانان دهه ۱۳۸۰ بدانیم حتمن تلگرام و اینستاگرام را رکوردار علاقمندان به ارتباطات مجازی در عموم مردم در دهه ۱۳۹۰ در ایران خواهیم دانست. به طوری که اگر این روزها کسی عضو این شبکه ها نباشد دیگران او را سرزنش می کنند!

دنیا با کشف و ابداع بشر هر روز و هرسال عوض می شود و یکی از تغییرات بزرگ ابداعات بشر در زمانه ما انس و الفت عجیب به دنیای مجازی بوده است! به طوری که گاهاً در دنیای واقعی احساسی از تنهایی سرتاسر وجودمان را فرا می گیرد و بی اختیار دستمان به سمت گوشی تلفن روانه می شود تا از اخبار و متون و عکس های شبکه های مجازی خبر بگیریم.

اینکه دنیای مجازی چقدر زندگی ما را از تغییر داده است بحثی جداست چنانکه واقعیت این است که دنیای مجازی جزئی از زندگی ما شده است اما بحث بر سر این است که اگر آمدن تکنولوژی را برای ارتقای سطح شعورَ بشر تعریف کنیم چرا این روزها اینقدر سطحی نگری رایج شده است؟  گویا وظیفه ما در سال های اخیر تنها لایک کردن جمله یا عکس خاصی شده است و بعد از آن به سراغ کانال ها و گروههای مجازی دیگر می رویم. پدیده لایک کردن، ما را از “ما” گرفته است. به طوری که حتی حوصله خواندن مطلبی که آن را لایک می کنیم نداریم ولی با شور وشعفی عجیب این کار را انجام می دهیم تا دیگران هم برای عکس ها و متونی که می گذاریم لایک بگذارند یا استیکری را زیر عکس ها و متون ارسال کنند! که چه اتفاقی بیفتد؟  نتیجه مبهم است!

در فرهنگ اندیشه ورزی ایرانی،  مفهومی به نام نقد به چشم می خورد. نقد یعنی تشخیص سره از ناسره. یا بعبارت ساده تری اصل را از جعل تشخیص دادن. گویا در این سالها غیر از اینکه سرانه مطالعه کتابمان به حداقل رسیده است، سرانه مطالعه مطالبِ کوتاهی که در شبکه هایی چون تلگرام و اینستاگرام هم گذاشته می شود به کمترین وجه خود نزدیک می شود. چه به سر این مردم آمده که حتی حوصله ی خواندن متنی دو صفحه ای را ندارند و کتابخوان هایش نیز عاجز از نقد مطالبی هستند که در این شبکه ها به اشتراک گذاشته می شود؟ ما به سمت فرار از نقد پیش رفته ایم، این یعنی توان مبارزه برای آنچه را که درست می دانیم  از دست داد ه ایم و فقط می پذیریم و لایک می گذاریم! پس انسان بودنمان به حد یک انگشت برای لایک کردن رسیده است!

پدیده لایکیسم در میان اندیشمندان ما هم جا باز کرده است و بسیاری از آنها به دنبال جمع کردن لایک و هوادار در این شبکه ها فعالیت می کنند. شاید یکی از دلایل اینکه ایران در سه دهه اخیر حتی یک اندیشمند سرشناس منطقه ای (و نه بین المللی) در حوزه علوم انسانی نداشته است همین قضیه ی هوادار جمع کردن اندیشه ورزان و در مدل جدیدترش لایکیست ها باشد. ما ایرانی ها روز به روز به سمت تهی شدن پیش می رویم اگر می خواهیم جریان تهی شدن را مهار کنیم باید فکری به حال پدیده ی لایکیسم داشته باشیم.

انصار امینی : نویسنده و پژوهشگر

مطالب مرتبط

مطلب مرتبطی پیدا نشد.

نظرات

5 دیدگاه برای “نگاهی به لایک کردن و گذاشتن استیکرها در فضای مجازی”

  1. تیموری می‌گه:

    با سلام،به مطالب خیلی خوبی اشاره فرمودید به نظر من ، ما هنوز استفاده درست از دنیای مجازی را یاد نگرفته اییم و تنها برای گذران و اتلاف وقت از آن استفاده می کنیم نه بهره علمی بردن . و اینکه بعنوان یک عادت برای ما جا افتاده است که بدون موبایل نمی شود زندگی کرد به گونه ایی که حتی لحظه ایی آنرا از خود دور نمی کنیم و همینطور دوست نداریم تغییری در این رفتار ایجاد کنیم انگار انس و الفت یافته اییم با این وسیله،به هر حال باید مواظب باشیم که استفاده بیش از حد و نادرست ، ما را از ارزش هایی که بخاطر آنها خلق شدیم دور نسازد .

  2. تیموری می‌گه:

    مورد دیگه اینکه مطالعه ما در اثر مطالب فراوان کانالها در ذهن نمی ماند و ما عادت به خواندن مطالب کوتاه خواهیم کرد و گذارا و سرسری از کنار هر مطلبی خواهیم گذشت تا فرصت بشود تمامی مطالب را خواند و برای خودم پیش آمده که مطلبی را که خوانده ام فراموش کرده ام چون ذهن یارای اینهمه حجم مطلب را نخواهد داشت و در نهایت امر ، حوصله خواندن کتاب را نخواهیم داشت اینها به عینه مشاهده شده است که بایستی توجه کنیم و این زنگ خطری است برای کاهش مطالعه کتاب و کتابخوانی در سطح جامعه. با تشکر

  3. سیاوش می‌گه:

    باسلام
    آقای پژوهشگر عزیز لطف کنید بفرمایید ما قبل از ورود کامپیوتر و موبایل و شبکه های عظیم اجتماعی چه آماری از مطالعه و کتاب خوانی داشته ایم؟! که الان شما میگید مشکل در نحوه استفاده از شبکه های اجتماعیه!!!
    بالاترین میزان مطالعه سرانه هر ایرانی (اعم از مطالعه کتابهای درسی و غیر درسی، روزنامه، بنرها و تیزرهای تبلیغاتی در خیابان ها، ادعیه و قرآن و …) در دهه های ۷۰، ۸۰ در ایران ۱۴ دقیقه بوده که این آمار در دهه ۹۰ به ۱۲ دقیقه کاهش یافته.. این درحالیست که این رقم برای کشوری مانند ژاپن ۹۰ دقیقه در روزه..
    ببینید برای استفاده از تکنولوژی های جدید و پیشرفته فقط صرف وجود این تکنولوژِی ها برای درست استفاده کردن، لازم نیست.. ما باید ابتدا سطح آگاهی و شعور عمومی جامعه را بالا ببریم بعد به نقد استفاده از این تکنولوژی ها بپردازیم..
    وقتی نظام آموزش و پرورش در طول یک دهه بارها و بارها مدیرها و شیوه های آموزشی را تغییر میده، وقتی نظام آموزش عالی فقط صرف مدرک گرایی هدفشه، وقتی تیراژ کتاب از ۳۰۰۰ جلد برای هر عنوان در دهه ۵۰ و ۶۰ به ۵۰۰ جلد در دهه ۹۰ می رسه درحالی که جمعیت دوبرابر شده و تعداد باسواد ها (به ظاهر) بیشتر!! و …و …و ….و… …
    حال با این اوصاف چطور می توان انتظار داشت که از این تکنولوژی ها درست استفاده کرد..

  4. فریده اردشیری می‌گه:

    با سلام
    همانطوری که آقای سیاوش فرمودند در مورد شبکه های مجازی اول باید فقر فرهنگی را کاهش داد و نحوه درست استفاده کردن تکنولوژی از خانواده که بایه و اساس تعلیم و تربیت می باشد شروع کرد چون همانطور که می بینم والدین اولین مشوق جهت خرید ابزارهای الکتریکی برای فرزند خود می باشد بدون اینکه شرایط سنی آنها را در نظر بگیرند
    دوم جامعه بخصوص مدارس و دانشگاه ها که قانون مشخصی برای استفاده از ابزار الکترونیک ندارند،بخصوص دانش آموزان مقطع ابتدایی که این مقطع پایه یادگیری علم و دانش می باشد ذهن آنها ببیشتر به سمت بازی با مبایل و تبلت شان است ومشکل نظام آموزشی ما این است که ارزش علم و دانش پایین آورده ومدرک گرایی جای آن را گرفته اگر همانند گذشته آزمون درسی بصورت جدی و زیر نظر مدیران دلسوز بخاطر افزایش بار علمی دانش آموزان و همچنین دانشجویان به دور از تبعیض و هر گونه تقلب حضوری انجام بگیرد نتیجه آن سطح آگاهی و ارزش تحصیلی انها بالا رفته و سطح تحصیل کرده های مدرک گرا کاهش وسطح آگاهی وشعور عمومی جامعه افزایش پیدا می کند.سوم، نزدیک به دو دهه است در جامعه نه تنها مطالعات غیر درسی بلکه مطالعات درسی کاهش پیدا کرده وهیچ انگیزه ای در بین دانش اندوخته گان وجود ندارد وعلت واضح است تغییر مکرر نظام آموزشی،استخدام معلمان فاقد تخصص در رشته تدریس که فقط دارای دوره های کوتاه مدت می باشند،استفاده نکردن از فارغ التحصیلان نخبه به دلیل نداشتن امتیازات سهمیه ای ،و و و،،،،،،،،،
    چهارم سطح بالای بیکاری بخصوص در بین جوانان که بزرگترین معضل در جامعه می باشد ،و هیچ گونه زمینه مساعدی برای کار وجود ندارد که به آن مشغول شوند و مجبورا اوقات فراعت خود را در دنیای مجازی سپری کنند و این کار بنا به میل باطنی شان نیست ولی بعلت بیکار بودن و نداشتن سرمایه برای ایجاد شعل به شبکه های اجتماعی پناه می برند ،

پاسخی بگذارید


8 + دو =

آمارگیر وبلاگ