آزادگان تجلی عينی همدلی و همزبانی

 نوای گیلانغرب :اسير در لغت به معناي «گرفتار»؛ «دربند» و «عبد» آمده است. تعريف هر يک از اين کلمات هم مشخص است. طبيعي است که چنين فردي با اين تعاريف اراده‌اي از خود نداشته و جانش در دست ديگران قرار دارد. سابقه اسير گرفتن و اسير شدن هم به قدمت تاريخ بشريت است. در جنگ‌ها اين موضوع به اوج خود مي‌رسد. جنگ هشت ساله رژيم بعثي صدام حسين عليه ملت ايران نيز از اين قاعده مستثني نبود و البته اولين و آخرين هم نخواهد بود.

اما چرا اسراي ايران لقب «آزاده» به خود گرفتند؟ با قاطعيت مي‌توان گفت که اسيران ايراني با ساير اسراي جهان در طول تاريخ معاصر متفاوت هستند و اصولا فلسفه وجودي آزاده بودن آنها از همين تفاوت برمي‌آيد. «آزاده» درست نقطه مقابل کلمه اسير است. درست است که اسراي ايراني هم در چنگال دشمن گرفتار بودند؛ درست است که زندان‌هاي رژيم بعث مخوف‌ترين زندان‌ها بود؛ درست است که فرزندان دربند ايران اسلامي سخت‌ترين شکنجه‌ها را تحمل مي‌کردند؛ درست است که رژيم بعثي صدام‌حسين به هيچ اصول و قواعد بين‌المللي و انساني پايبند نبود و… ولي آنچه اسراي ايراني را آزاده کرد. الگوي آنان بود.

الگوي آزادگان ايران اسلامي؛ شير زن قيام جاودان کربلا حضرت زينب کبري(س) بود. دخت گرانقدر حيدر کرار در راه کوفه به شام علي‌رغم آن همه ناملايمات فراوان و شهادت برادران و فرزندان و… وقتي سخن مي‌گفت آناني که سخنراني‌هاي حضرت علي(ع) را شنيده بودند؛ مي‌گفتند يا للعجب اين علي است که سخن مي‌گويد. همو که بعد از فرسنگ‌ها راه رفتن؛ در دربار ابن‌زياد با شهامتي علي گونه در پاسخ به زخم زبان‌هاي ابن‌زياد؛ مي‌فرمايد: من جز زيبايي نديدم.

کار وقتي براي خدا باشد؛ وقتي براي ترويج ارزش‌‌هاي الهي حرکت شود؛ همه ناملايمات و دردها و رنج‌ها شيرين‌مي‌شود. اصولا تلخي معنا پيدا نمي‌کند؛ هر آنچه ديده مي‌شود زيبايي؛ شکوه و پيروزي است.

يکي درد و يکي درمان پسندد

يکي وصل و يکي هجران پسندد

من از درمان و درد و وصل و هجران

پسندم آنچه را جانان پسندد

خدا را ديدن و خود را نديدن؛ نکته همين جاست و اسيران ايران اسلامي اينگونه حرکت کردند که «آزاده» شدند. بسيجيان؛ ارتشيان؛ پاسداران؛ نيروهاي عشاير و انتظامي ايران اسلامي که در اسارت بعثيون قرار داشتند؛ علاوه بر آن که تا ديروز يک رزمنده دلاور بودند در دوران اسارت نقش سفيران ملتي را عهده‌دار شدند که در پايمردي به مباني ديني و ملي خويش شهره خاص و عام بوده و هستند. شلاق‌هاي بي‌رحمانه؛ بدن‌هاي کبود و خون‌آلود؛ پاهاي تاول‌زده بر اثر شکنجه‌هاي مداوم؛ دنده‌هاي شکسته و صورت‌هاي خون‌آلود و دندان‌هاي خرد شده و حتي شهادت عزيزترين همرزمان اگر چه از نظر جسمي مشکلات جدي را براي عزيزان اين ملت ايجاد کرده‌ بود؛ اما ايمان آنان را صد چندان راسخ‌تر نمود. آزادگان اين سرزمين سروهاي راست قامت و صابران خداجوي امروز و فرداهاي اين ملت هستند. اينان رساترين سرود آزادگي را در مخوف‌ترين سياه چال‌هاي بي‌رحم‌ترين رژيم سر دادند

هنگام به اسارت درآمدن ژنرال‌هاي چند ستاره ارتش بعث؛ فرياد الموت للصدام آنها بلند مي‌شد. اما آزادگان ايراني فرياد کوبنده «الله اکبر» را سر مي‌دادند. شهيد شهسواري را همه به ياد داريم که چگونه دست‌‌هاي بسته‌اش را بالا آورد و در ميان سربازان تا دندان مسلح بعثي عراق با صداي رسا گفت: مرگ بر صدام ضد اسلام. نمونه‌هاي فراواني از اين دست در طول دوران هشت ساله دفاع مقدس وجود دارد. جهانيان شاهد بودند که نوجوان آزاده ايراني که پايش نيز در جريان جنگ تحميلي قطع شده بود و در چنگال بعثي‌ها اسير شده بود چه زيبا و منطقي منش «آزاده» بودن خود را در برابر دوربين خبرنگاران شبکه‌هاي خبري خارجي به نمايش گذاشت. او به هنگام روبرو شدن با خبرنگار زن هندي خواهان رعايت حداقل‌هاي حجاب شد. وي در حالي که سر نيزه سربازان عراقي را بر بالاي سر خويش مي‌ديد؛ خطاب به آن خبرنگار گفت: «اي زن از فاطمه اينگونه به تو خطاب است ارزنده‌ترين زينت زن حفظ حجاب است» و خبرنگار هندي هم به احترام يک آزاده نوجوان ايراني در حد امکان رعايت ظاهر نمود. اردوگاه‌هاي اسرا در عراق به تجلي عيني وحدت و اتحاد همه اقوام و اديان مذاهب ايراني تبديل شده بود. کارگر و کشاورز؛ استاد و دانشجو؛ روحاني ومعلم؛ ارتشي و سپاهي و… در کنار هم به نشر ارزش‌هاي انقلاب اسلامي پرداختند. يار و غمخوار هم شده بودند در اوج شکنجه‌ها و دردها؛ کس هم بودند و با اين روحيه سال‌ها زنده ماندند و گنجينه‌هاي گرانقدر صبر و مقاومت براي امروز و فرداهاي اين ملت هستند. به جرات مي‌توان گفت که همدلي و همزباني در اردوگاه‌هاي محل اسکان «آزادگان» عزيز ايراني موج مي‌زد و آنان تجلي عيني اين مهم بودند. مقام آزادگان چنان رفيع است که حضرت امام خميني(ره) در وصف آنان فرمودند: شما موجب عزت اسلام و مسلمين و مردم ايران گشته‌ايد… شما در پيشگاه خداوند متعال مقامي داريد که بايد به شما غبطه ببريم». دهه‌ها از زمان اسارت و همچنين سال‌ها از بازگشت فرزندان برومند ملت ايران سپري مي‌شود. بانيان آن همه ظلم، ناجوانمردي و شقاوت و ددمنشي يا از صفحه روزگار محو شده و يا در زندان‌ها بسر مي‌برند و يا مانند موش به سوراخ‌ها پناه برده‌اند، اما آزادگان ما نه تنها در داخل کشور؛ بلکه در خارج از مرزهاي اين سرزمين پهناور به عنوان انسان‌هاي شرافتمندي که براي اهداف عاليه تا پاي جان مقاومت کردند مورد احترام نسل‌هاي امروز و فردا قرار دارند. فراموش نخواهيم کرد که آنچه اين ملک و ملت را در برابر زياده‌خواهي‌هاي ابرقدرت‌ها و توطئه؛ توطئه‌گران حفظ کرده است و آنچه به ديپلمات‌هاي امين و متدين در تيم مذاکره کننده هسته‌اي؛ جرات و توان مضاعف بخشيده است رشادت‌ها و حماسه‌آفريني‌هاي قهرمانان سال‌هاي حماسه و ايثار و جهاد و شهادت به ويژه آزادگان سرافراز است.

آزادگان شجاع، در غربتي غم‌انگيز از امتحاني بسيار سخت و طاقت‌فرسا به بهترين وجه ممکن پيروز و سرافراز بيرون آمدند از اين منظر همگان خود را مديون و قدردان زحمات آنها دانسته وبراي هميشه روز بيست و ششم مردادماه که سالروز ورود «سروهاي راست قامت» به ميهن اسلامي است‌؛ در خاطره خويش نگهداري مي‌نمايند. تاريخ اين سرزمين؛ باشکوه و جلال است و آزادگان رشيد اين ملت آن را عظمتي ديگر بخشيدند. مطلب را با فرازي از فرمايشات مقام معظم رهبري وصف آزادگان به پايان مي‌برم که مي‌فرمايند: سال‌هاي مجاهدت خاموش آزادگان ما در اسارتگاه‌هاي عراق از جمله مقاطع فراموش ناشدني تاريخ پرشکوه ماست.

                            نويسنده : کرم محمدي

 

مطالب مرتبط

مطلب مرتبطی پیدا نشد.

نظرات

پاسخی بگذارید


8 − = دو

آمارگیر وبلاگ