پيامهای معنا دار انتخابات هفتم اسفند
نويسنده : کرم محمدي
نوای گیلانغرب :حضور به تمام معنا پرشور و توام با شعور و آگاهي مردم بزرگوار ايران زمين در انتخابات مجالس پنجم خبرگان رهبري و دهم شوراي اسلامي در هفتم اسفند ماه؛ بار ديگر نام اين کهنبوم را در صدر اخبار و تحليلهاي جهانيان قرار داد. نمايش فيلم و عکسهاي متعدد از صفهاي طويل براي «راي» دادن و مشارکت در تعيين سرنوشت؛ نشان داد که ساکنان کشور پهناور ايران کماکان از جمهوري اسلامي حمايت کرده و انتخابات را «حق» مسلم خويش و ميزان را «راي ملت» و ملاک را «اکثريت» ميدانند. اين حضور؛ شکوه و عظمت ملتي را به نمايش گذاشت که حضرت امامخميني(ره) بنيانگذار انقلاب اسلامي به صراحت در وصيتنامه سياسي والهياش در وصف آنان ميفرمايند: من با جرات مدعي هستم که ملت ايران و توده ميليوني آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسولالله صليالله عليه و آله- و کوفه و عراق در عهد اميرالمومنين و حسين بن علي- صلوات الله و سلامه عليهما- ميباشند.»
انتخابات هفتم اسفند ماه سال ۱۳۹۴ نقطه عطفي ديگر در تاريخ ايران است و علاوه بر آن که عمل به وصيتنامه سياسي- الهي حضرت امام خميني(ره) است که فرمود: «وصيت من به ملت شريف آن است که در تمام انتخابات چه انتخاب رئيسجمهور و چه نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و چه انتخاب خبرگان براي تعيين شوراي رهبري يا رهبر در صحنه باشند»؛ و لبيک آشکار به فراخوان مقام معظم رهبري که فرمودند: انتخابات يک فرضيه است؛ همه بايد شرکت کنند». و افزايش ضريب امنيت و اقتدار ملي در عرصه جهاني ميباشد؛ پيامهاي روشن ديگري دارد که ذيلا به بخشي از آنان اشاره ميشود.
۱- هاشمي زنده است
سالهاست کساني که گاهي در دوران مبارزات سخت و نفسگير با رژيم شاهنشاهي و براي استقرار نظام مردمسالار ديني حتي يک روز طعم تلخ زندان را نچشيده و يک سيلي نخوردهاند و حاميان آنان در تريبونها و روزنامهها و سايتها و… عليه آيتالله هاشمي رفسنجاني انواع و اقسام تهمتها را روا داشتند. صدرنشيني يار غار امامخميني(ره) و مقام معظم رهبري در انتخابات مجلس خبرگان رهبري نشان داد که مردم تسليم جوسازيها و دروغپردازيها نشده و کماکان آيتالله هاشمي رفسنجاني را يکي از استوانههاي انقلاب و خادمان ملت؛ مبارزي خستگيناپذير در برابر استبداد پهلوي؛ مديري لايق و توانمند در دوران بعد از پيروزي انقلاب اسلامي؛ مرد عبور از بحرانها؛ همراه هميشگي مردم ميدانند. راي بالا به آيتالله هاشمي رفسنجاني يعني تاييد اين جمله بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران که فرمودند: بدخواهان بايد بدانند هاشمي زنده است؛ چون نهضت زنده است». آري نهضت زنده است چون ملت کماکان به ياران امامخميني(ره) اعتماد دارند. چه افتخاري بالاتر از اين که نسلهاي دوم و سوم بعد از انقلاب نيز به معتمدين امام(ره) راي ميدهند. اين يعني صحه گذاشتن بر راه و مسير نوراني بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران.
۲- دکتر عارف چهره ماندگار اخلاقمداري سياسي
ايثار دکتر محمدرضا عارف در انصراف از کانديداتوري رياستجمهوري يازدهم که انسجام بيشاز پيش اصلاحطلبان و اعتدالگرايان را در پي داشت و پيروزي را در دسترس آنان قرار داد؛ به همان اندازه که مورد وثوق و احترام اصلاحطلبان و اعتدالگرايان است؛ مورد کينه مخالفان قرار دارد. از فرداي روزي که دکتر عارف از کانديداتوري کنار کشيد تا به امروز همواره طيفي از اصولگرايان با تحليلهاي واژگونه و غلطنما نسبت به اعتبار و جايگاه والاي اصلاحطلبان در ميان تودههاي مردم شريف و نجيب ايران اسلامي مدعي بودند که عارف و اصلاحطلبان به دليل آن که فاقد پايگاه راي در ميان مردم بودند از ادامه رقابتها کنار کشيد. با مروري به پايگاههاي خبري؛ روزنامههاي طيف اصولگرا ميتوان حجم بالاي اين ادعاها را به عينه مشاهده نمود. راي قاطع و خيرهکننده پايتختنشينان به دکتر عارف؛ تمامي آن ادعاها را ابطال نمود و نشان داد که ملت ايران همانگونه که مجاهدتهاي تاريخي آيتالله هاشميرفسنجاني و توفيقات دکتر روحاني را فراموش نکردهاند؛ «ايثار» تاريخي دکتر محمدرضا عارف را نيز نه تنها از ياد نبردهاند بلکه او را چهره ماندگاري براي اعتلاي اين سرزمين ميدانند.
۳- اصلاحات پويا و پايدار
دستور کار طيفي از مخالفان اصلاحات و غوغاسالاران عرصه سياست آن است که در کوي و برزن بگويند: اصلاحات مرده است و اصلاحطلبان پايگاهي ندارند. اما انتخابات هفتم اسفندماه بويژه در تهران بخوبي نشان داد که اصلاحات زنده؛ پويا و بانشاط است و اصلاحطلبان با برنامههاي روشن براي اداره کشور و باتدبير و عقلانيت در حرکت هستند. اصلاحطلبان نيروهاي انقلاب؛ فرزندان معنوي حضرت امام خميني(ره) و پيروان رهبر معظم انقلاب اسلامي و خادمان ملت هستند.
اينان حيات سياسي خويش را در مرگ رقبا جستجو نميکنند؛ به تضارب آرا و انديشهها ملتزم و معتقدند؛ نقد و انتقاد را از جمله حقوق مسلم ساکنان اين سرزمين ميدانند؛ قدرت را داراي حد و حدود و ملت را صاحب حق و حقوق ميدانند؛ ملت را پرسشگر و مقامات اعم از رئيسجمهور؛ رئيس مجلس، رئيس دستگاه قضايي، وزير، وکيل و … را ملزم و مکلف به پاسخگويي ميدانند؛ شفافيت و آزادي مطبوعات را سرلوحه کار خويش قرار ميدهند؛ حاضر نيستند براي رسيدن به اهداف سياسي خود از هر وسيلهاي استفاده کنند؛ اصل مترقي ولايت فقيه را ميراث ماندگار و گرانقدر امام خميني(ره) دانسته و مقام معظم رهبري را خلف صالح بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران ميدانند و… از اين رو هرگاه اجازه و امکان حضور ولو محدود در عرصه مييابند مورد اقبال و استقبال اکثريت قرار ميگيرند.
۴- استحکام خانه ملت
سيماي مجلس شوراي اسلامي در آيينه ميثاق ملي و سيره عملي امام و مقام معظم رهبري بسيار رفيع و براي اعتلا و سربلندي ايران باشکوه و پرعظمت است. مجلس خانه اميد ملت است و استحکام آن؛ تضمينکننده سرافرازي ايران و سلامت راه و کار دولت و قوه قضاييه ميباشد. استحکام با شعار به دست نميآيد. راه استحکام پايههاي خانه ملت؛ آراي آنان است و از طريق صندوقهاي اخذ آرا محقق ميگردد. هرچقدر منتخبان ملت از آرا و حمايت بيشتر مردم برخوردار باشند به همان ميزان بر صلابت و استواري اين خانه افزوده ميگردد. مقايسه آرا تعلق گرفته به منتخبان مردم در بسياري از حوزههاي انتخابيه و پايتخت جمهوري اسلامي ايران در انتخابات مجلس دهم با مجلس نهم نشان دهنده فرهيختگي اقتدار بيش از پيش مجلس دهم و افزاينده کارآمدي خانه ملت خواهد بود.
۵- ناکارآمدي ماشين تخريب
مروري بر مطالب برخي از سايتها؛ پايگاههاي خبري؛ سخنرانيها؛ مقالات و… و سوگيري غيرواقعبينانه و موضعگيريهاي خارج از عرف و قواعد تقواي سياسي و آداب رسانهاي نشان ميدهد که پروژه تخريب اصلاحطلبان يکي از محورهاي اصلي بخشي از مخالفان آنان است. در اين راه ماشين تخريب به صغير و کبير اصلاحطلبان بيرحمانه حمله کرده و از هر وسيلهاي و از جمله دروغ و تهمت براي رسيدن به اهداف خود بهره گرفتهاند. بسياري از چهرههاي سرشناس اصلاحطلبان رد صلاحيت گرديدند اما بالاخره در تهران و در آخرين روزها ليستي تهيه گرديد و آراي تعلق گرفته به اين ليست به هيچ وجه با آراي عزيزان اصولگرا قابل مقايسه نميباشد.
راي معنادار مردم به حاميان دولت و اصلاحطلبان و انتخاب مشي اعتدالي؛ نمايش زيبا و ماندگار ناکارآمدي سياست تخريب و تنشآفريني و در روابط داخلي و تعاملات جناحي است. آناني که اين روزها مدعي هستند ايران تهران نيست؛ بايد بدانند که اولا تهران پايتخت اين کشور و تبلوري از کل ايران است. ثانيا اگر چنانچه در ساير حوزههاي انتخابيه سراسر کشور کانديداهاي اصلاحطلب و اعتدالگرا حتي نفرات سوم و چهارم هم تاييد صلاحيت ميگرديدند و فرصت کافي و برابر براي تبليغ ميداشتند مطمئنا روندي که در پايتخت جمهوري اسلامي شکل گرفت در سراسر کشور ساري و جاري ميشد.
در پايان ذکر دو نکته ضروري است: اول آنکه اصلاحطلبان و اعتدالگرايان بايد قدر نعمت اعتماد تاريخي اکثريت ملت را دانسته و بر اين باور پايبندي خود را در پرداختن به مطالبات حقه ولينعمتان انقلاب در عمل به اثبات رسانيده و از هماکنون کمر همت براي خدمت بيمنت به مردم شايسته ايران اسلامي را ببندند. زيرا ملت شريف ايران بر سر ميثاق خود و منافع ملي با هيچ حزب و جناحي عقد اخوت نبسته و ناکامي در حفظ اين اعتماد؛ تکرار تاريخ را براي جريان اصلاحات در پي خواهد داشت. دوم آنکه براي رقيب ارزش و احترام قائل شوند. آناني هم که در تهران آراي لازم براي راهيابي به مجلس کسب نکردهاند؛ نيروها و شخصيتهاي دلسوز نظام و کشورند. حفظ حرمت آنها؛ نهادينه کردن فرهنگ دموکراسي و ارزش قائل شدن براي مخالف و «اقليت» است.










