احتمال بلعیده شدن کشورهای کوچک حاشیه خلیج فارس توسط عربستان
نوای گیلانغرب :افزایش روزافزون روند خرید تسلیحات نظامی توسط عربستان از آمریکا و گسترش روابط و رفتوآمد های دو طرف، بیش از هر کس کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس را ترسانده است. گرچه عربستان همواره جمهوری اسلامیایران را به عنوان تهدید اصلی و دشمن شماره یک خود معرفی نموده است اما خرید اینهمه تسلیحات را نمیتوان صرفا به منطور مقابله با ایران دانست چرا که مشخص است در صورت بروز یک جنگ میان دو کشور تحت هیچ شرایطی موفقیتی نصیب طرف سعودی نخواهد شد و حتی در صورت حمله پیشگیرانه به ایران باز هم توان نظامی ایران در حدی باقی خواهد ماند که بتواند عربستان را به عصر بادیه نشینی برگرداند و به دلایل مختلف جنگ احتمالی میان دو کشور از حد هوایی و موشکی فراتر نخواهد رفت. از اینرو علیرغم اظهارات گستاخانه مقامات سعودی چنین ریسکی حداقل در شرایط کنونی که جهان به حاکمیت تدبیر و دموکراسی در ایران اذعان دارد محتمل به نظر نمیرسد.
اما با کنار هم نهادن مقدمه بالا و دادههای موجود می توان به فرضیه دیگری نزدیک شد؛ تبریک زودهنگام پیروزی مجدد دکتر روحانی در انتخابات ریاست جمهوری ایران و گفتوگوی تلفنی با وی و لزوم محترم شمردن قدرت غیر قابلانکار همسایه بزرگ شمالی و گذشته از همه اینها تحسین گروههای مقاومت اسلامی نظیر حزب الله از سوی امیر قطر که خشم سران سعودی را برانگیخته است خود نشان از حقیایق نیمه پنهان دیگری دارد؛ میدانیم که جهان عرب پس سرنگونی صدام و قذافی و تحولات مصر و سوریه فاقد یک رهبری مقتدر است.
اکنون در این فضای خالی از قدرت این عربستان است که دست به یکه تازی زده و می خواهد تحولات منطقه را با تأسیس و استفاده از گروههای تروریستی و خریدهای بیحد و حصر تسلیحات به سود خود رقم بزند اما حکام سعودی برای تثبیت و گسترش قدرت خود نیاز به گسترهی وسیعتری دارند که در قالب جغرافیای کنونی عربستان نمی گنجد. الحاق کشورهای کوچک تمام شبه جزیره و حتی عمان که همیشه روابط حسنه و پایداری از قبل از انقلاب اسلامی با ایران داشته است می تواند از چندین جهت قدرت آرمانی و خیالی مورد نظر را به حکام ریاض ببخشد؛ سیطره بر حوزه وسیعی از خلیجفارس و دریایعمان و دست یافتن بر مرزهای آبی طولانی با کشور ایران، دستیابی به حوزههای عظیم نفتی و گازی منطقه و برخورداریاز اقلیمهای متفاوت که از هر لحاظ منجمله نظامی و استراتژیکی حائز اهمیت خاص است، مسائلی نیستند که از چشمان پر طمع آل سعود به دور باشند.از اینرو ادعای ارضی همیشگی عربستان نسبت به مرزهای قطر میتواند بهترین بهانه برای شاهان نابخرد سعودی باشد تا جهان شاهد یک حادثهی بزرگ دیگر این بار در حاشیه جنوبی خلیج فارس باشد.
تاریخ به خوبی نشان داده است که آمریکا در ابتدای بروز چنین شرایطی کشور مهاجم را به انحاء مختلف فریب داده که مهمترین آنها ترغیب و تشجیع تلویحی صدام برای حمله به کویت است. پس دور از ذهن نیست که این بار به دنبال مراودات اخیر سران آمریکا و عربستان، شاه سعودی به طناب پوسیدهی آمریکا اعتماد کند و دست به یک حماقت تاریخی به منظور کشورگشایی نماید.
در این صورت و در صورت غلبه ریاض بر خاک دول بیدفاع خلیج فارس این آمریکا است که پس از پایان کار همچون گذشته در قامت یک مدافع حقوق بشر و در نقش مبارزه با کشور متجاوز، عربستان را مورد تاخت و تاز قرار دهد و نبرد طوفان صحرا را این دفعه در عمق صحاری عربستان تکرار کند چرا که آمریکا سایهی هیچ کشور قدرتمند مسلمان و عربی را در کنار اسرائیل تحمل نخواهد کرد و از این گذشته به برخی از اهداف دیگرش برای تسلط هر بیشتر بر منطقه بسیار مهم خاور میانه و خلیج فارس نزدیک تر خواهد شد. بنابراین هیچ یک از دوستان منطقهای آمریکا نباید به دوستی ظاهری این کشور که خود را ناظم نظم جهانی میداند اطمینان کنند.
فریبرز حسینی












عالی بود