یادگار غیرت گیلانغرب از میان ما رفت
غفار قادری ازرزمندگان و یادگاران و جانباز ۸ سال دفاع مقدس درگیلانغرب صبح امروزدوشنبه ۱۵ شهریور۱۴۰۰ پس از گذران دوره بیماری به همرزمان شهیدش پیوست
نوای گیلانغرب :از نخستین دستەهای دانش آموزانی بود که در گیلانغرب به تحصیل پرداخت. نیکو مینوشت. در سخن و رفتارش همیشه ردی از شجاعت و مردانگی بود.
تا آنجا کە رد اجدادش در تاریخ گم میشود همیشه همراه بزرگان ایران داد میهنپرستی سر دادەاند. خون پاکشان بر صخرههای بلند کوهستان زاگرس ریختە اما دست از دفاع برنداشتەاند. نیاکانش از منصورخان گرفته که در رکاب نادرشاه با دشمنان ایران جنگید و سایر اخلافش کە هرکدام در زمان خود علم میهنپرستی را برافراشته داشتەاند و پدرانش همیشه از سواران گیلانی بودەاند که در همەی عرصەهای نبرد با عثمانیها و اعراب در خط مقدم پیشتاز بودەاند.
به پشتوانە سابقه درخشان نیاکانش در دفاع از میهن، غفار از سابقون و پیشگامان مبارزە با دشمن بعثی بود. از آن روزهایی که قوای دشمن به روستاهای مرزی شهرستانهای مجاور تعرضاتی داشتند غفار اسلحە برداشت و گروهی از مردان گیلاغرب را دور خود جمع کرد و پیشگام دفاع از شرف و ناموس مردم غرب کشور شد. سنگر به سنگر همراه امیران ارتش و سرداران امروزی سپاه پاسداران جنگید.
به گواهی یادگاران جبهەهای نبرد، کسی در گیلانغرب نمیتواند مدعی پیشگامی و سبقت بر غفار در صحنە مقاومت و دفاع از میهن در جنگ هشت ساله باشد. بیشک آن همه بحث مقاومت و حماسهی گیلانغرب مدیون نام غفار و یارانش است و ایشان یکی از استوانههای وزین و نامداران این وادیاند. از باویسی و باوههای و تیلهکو گرفته تا ارتفاعات گیلانغرب، دست از جان شسته جنگیدند. به طوریکه درهمان روزهای نخستین جنگ دو بار ارتفاعات چقالوند گیلانغرب را از لوث وجود دشمن پاک کردند و اسیر و غنیمت گرفتند. تاجایی که در آن زمان رژیم بعث از طریق رادیو فارسی بغداد چندین بار غفار را موردخطاب قرار داد و تهدید کرد. بنا به اذعان بعضی آزادگان در مورد شناسایی و کسب اطلاعات از این مبارز نستوه راه میهن در استخبارات عراق مورد پرسش قرار گرفتهاند.
به گواهی همرزمانش که در فراقش گریستند، جایجای جبهههای نبرد، شاهد شجاعت و از خودگذشتگی غفار بود. حالا که از میان ما رفته باید گفت از شمار دو چشم یک تن کم و از شمار شجاعت و میهنپرستی هزاران بیش.
هرچند بعد پایان جنگ غفار مشمول این گفته سردار عارف جبهه شهید باکری شد که گفته بود بعد پایان جنگ دستهای از رزمندگان در گوشه عزلت جای میگیرند اما چشمهای بیدار و جانهای حقیقت طلب شجاعتها و ایثارگریهای غفار قادری را فراموش نکرده و وی را لایق و مستحق مدال شجاعت و چهرهی ماندگار دفاع از میهن میدانند. چرا که او و یارانش در روزهای آتش و خون ایستادند در حالی که بسیاری دنبال مفری برای دوری از میدان جنگ بودند. براستی اسوهی راستین مقاومت و حماسه و مجسمه به حق شجاعت بودند.












دلیر مرد جبهه های تاجیک گیلان غرب ومالک دوران بود نترس وشجاع کسی بود که برای ناموس این خاک نه شب را می شناخت نه روز فقط سینه ش ستبر وستیز به رخ دشمن کشید که خواب را ازچشم صدام ورژیم بحثش غافل کندصدام بارها در رادیو برای سرش جایزه گزاشت درود خدا برروح پاکت