با مرگ هر بلوط و هر کل کوهی ریشه ای از کلهر می میرد

ولی زاد

نوای گیلانغرب :تا آنجا که خوانده ام وبه یاد دارم از واژه ی کلهر تعاریف مختلفی شده است . اما بیشترین و نزدیکترین تعریف از ایل بزرگ ” کلهر ” این است که آن را سرزمین کل های کوهی می دانند و مردمانی که با کل و آهو ان زیبا سالهاست در دامنه ی زیبای زاگرس زندگی می کنند. در آیین شکارچیان وصیادان هیچگاه در گذر تاریخ ندیدم و نخواندم که میش آبستن را هدف تیر قرار دهند یا آهویی زیبا را که ریشه در مذهب ما هم دارد به نامهربانی بکشند که ای وای ما …
اما انگار زمانه هم دریغ نکرده است و چه شده است که اینبار مردان کلهر افتخارشان بیشتر به تفنگ هایشان است و روزهایی که در دامنه های زیبای زاگرس در زله زرد یا قلاجه کل یا بز کوهی شکار کنند !.
عجبا برادر …
یا آتش به جان بلوط می اندازندو هکتارها جنگل بلوط در دامن زاگرس در شعله های بی توجهی ما می سوزند. بلوط هایی که اگر نباشند باید تا به حال ریه مردمان این خاک از هجوم ریزگردهای عربی مرده باشند. درختانی که مامن ساعتی آسایش است برای مردمانی که غم هایشان بیشتر از شادی هایشان بوده است . بلوط هایی که خیال ارامش بخش چوبانی است تا ساعتی در سایه ی آن زندگی را خواب ببیند . امروز هر لحظه و هر ز گاه اداره منابع طبیعی و محیط زیست باید با حداقل نیروها و کمترین امکانات در ناودار یا قلاجه و گواور در حال خاموش کردن آتش باشند.
پس مردم شمایان کجایید ؟ در آتش سوزی جنگل های ایلام به یاد دارم زن ومرد و حتی نوجوانان ایلام با تمام توان آتش مهیب ایلام را خاموش کردند وچه بسیار مردمی را دیدم که برای اناران ایلام می گریستند .
همشهریان گرانقدر شما بیشتر از آنچه که روزهای شاد دیده باشید غم ها دیده اید و چه بسیار ان از شما که در این غم های فراوان یار ومددکار هم بوده اید . چه بسیار زخم ها خوردید اما مرهم ساختید .می دانم بهترین لحظه های شما در کنار هوره ی صید قلی و بریم و … و کزه ی های سوزناکتان با بلوط و کل های وحشی دشتهای گیلانغرب در هم آمیخته است و عبادتیان ها در کنار سوز سویل این دشتها ی فراخ و اصیل سمفونی بهاران خواندند اما امروز شایسته نیست اگر دست به تفنگ بردارید و تنها بازماندگان از آهوان و کل و میش و پرندگان خوش خرام این منطقه را آماج تیر نامردی و نامرادی قرار دهید ویا در سوختن جنگل های بلوط در خانه هایتان بنشینیدو تنها منتظر معجزه باشید که دستی از غیب برسد و آتش را خاموش کند که این از شرط ادب و بزرگی کلهر زادگان به دور است و حاشا اگر ساکت بنشینید …
مردم خوب و نجیب سرزمینم از شما به عنوان فرزند کوچکتان که هم درد فکر دارد و هم درد طبیعت مهربان و زیبا و بکر این منطقه ، می خواهم بیاید در کمپین مشارکت در محیط زیست برای کاشتن مجدد بلوط ها و مبارزه با شکارچیانی که می خواهند سهم بزرگ تاریخ کلهر یعنی کل های مغرور و پرندگان زیبای آن را بگیرند ، بپیوندیم و نگذاریم بمیرد جنگل که جهان خواهد مرد .

نویسنده :دکتر آذر ولی زاده – دکترای تخصصی میکروب شناسی بالینی (ph.D) – کارشناس پایش و آزمایشگاه اداره حفاظت محیط زیست

مطالب مرتبط

مطلب مرتبطی پیدا نشد.

نظرات

5 دیدگاه برای “با مرگ هر بلوط و هر کل کوهی ریشه ای از کلهر می میرد”

  1. گیلانغربی می‌گه:

    آذرعزیز، مقاله که نه بهتراست گفت پایه موری ات “ببخشید هرچه فکرکردم نتوانستم معادل فارسی آنرا بابارآن درزبان شیرین کردی مان پیداکنم” درمرگ طبیعت مردمان این دیار گرچه کوتاه اماپراحساس وگاها با اشاره های ظریف تان بسیاردلنشین یافتم. اما دراینجا باید خاطرنشان کرد که برخوردبامحیط زیست جدای ازنحوه برخوردمان نسبت به همنوع وبطورکلی کل جامعه وسرنوشت آن نیست. فرهنگ هرجامعه ای هم بنوبه خود بازتابی است ازفرهنگ سیستمی که شکل دهنده وسازنده فرهنگ همان جامعه بطور کلی است. حال بایدپرسید چگونه میتوان انتظارداشت وقتی که کشتن کل، بزویاآهوبچه ای کاری تعریفی وهیجان انگیزشمرده میشود عکس آنرا یعنی طبیعت دوستی واحترام به آن جای گزین اش ساخت. وقتی که بوی باروت خوشترازبوی ریحان وآویشن کوهی به مشام می آید کی میتوان آنرا دگرگون ساخت ویاوقتی سینه کبکی سوراخ کردن و پرپرزدن اش لذت بخش ترازقهقه مست کننده اش دردره های سریوان وسرکش وقلاجه باشد چگونه میتوان براحتی آنرا ازذهن طبیعت آزارما پاک ویا دست کم تلطیف نمود.
    آری باید باورمان بشود که یک جای پائی لنگ است وبنظرمن هم آن جای لنگ راباید درفرهنگ داده شده بما یافت.
    بگذارامیدوارباشیم که تادیرنشده بخودآییم وبجای برهم زدن سمفونی دلنوازطبیعت ونابودی اش دربرابرآن آن احساس مسئولیت کرده ومجدانه درحفظ آن بکوشیم که چاره ای نیست چون وقتی که ازدست برود دیگرنمیتوان بمانند یک ماشین سواری دوباره سفارش خریدآنراداد.
    پیروزباشید، گیلانغربی

  2. علی می‌گه:

    دستشو جوری نشان داده میخواد بگه من مجردم

  3. رضا محمدی می‌گه:

    اولا متاسفم آقای احمدپور چرا همه نظرات و نشان نمادین. ثانیا آقای علی خانم دکتر ولی زاده دست راستشونو نشان دادند .شما انگار مشکل چشمی دارین .در ضمن ایشان نیازی به این کارها ندارن چون اونقدر خواهان دارن که نیازی نباشه خودشونو به رخ امثال شما بکشند که انقدر حسود هستید به جای قلم روان ایشان دست ایشان را ملاک قرار دهید. آقای احمدپور خواهشا نظرمو نشان بدین وگرنه کار رسانه ای شما زیر سوال میرود

  4. گیلانغربی می‌گه:

    علی خان، باید بدانید که آذرانسان باشخصیت وآگاهی است وفکرنکنم که هرکسی لیاقت همسری با اوراداشته باشد.

  5. admin می‌گه:

    همشهری عزیزجناب اقای محمدی .نظراتی را که حاوی توهین، هتاکی و افترا ویاصرفا انعکاس واکنشهای احساسی باشدرا منتشر نخواهیم کرددرغیراینصورت ما به نظر تمام محاطبان احترام گذاشته ومنتظر نظرات ارزشمند عزیزان هستیم .

ارسالی پاسخی برای رضا محمدی


9 − = دو

آمارگیر وبلاگ