بی مقدمه از انتخابات
نوای گیلانغرب :حالا که کاندیداهای نهایی برای حضور در رقابت انتخابات ریاست جمهوری مشخص شده اند، فارغ از این که کدامیک برچسب “تمایل به غرب” دارند و کدام از طرف طرفداران شان به اشتباه و از سر احساس لقب منجی و “بت شکن” و… گرفته اند،
آنچه اهمیت دارد و توضیح و اعلام برنامه برایش نشان میدهد کاندیداها برای اداره کشور در چهار سال آینده برنامهریزی دقیقی دارند و میتوان به چنین فردی برای چهار سال اعتماد کرد و اداره امور را به دست او سپرد، دو چیز است:
نفت و بانک!
خیلی که گنگ نیست، هست؟ اگر هست خدمتتان عرض میکنم که،
ساده ترین راه از جانب صهیونیسم (شما بخوانید استکبار یا استعمار یا هرچیز دیگر) برای تسلط بر مردم، در اختیار گرفتن منابع پولی و مالی دنیا ست. کما اینکه در حال حاضر چنین هم هست و تنها کشوری(بخوانید دولت- ملتی) که پول و نفتش تا حدودی جان سالم به در برده همین ایران خودمان است. حالا چرا گفتم تا حدودی؟ زیرا چند سالی می شود که به برکت ساده انگاری های برخی قلیل مسؤولین و البته تیزهوشی و برنامه ریزی بسیار بسیار دقیق و آینده نگرانه ی دشمن قدّار- که بنا به طبیعت خود، دشمنی میکند و انتظار دیگری از او نمی رود- سال هاست که بانک ها و منابع شان با برچسب “بانکداری اسلامی” در اختیار عده معدودی است و کاملاً غیرقانونی هرگونه که میخواهند این منابع را غارت و چپاول میکنند.
از طرفی هم مدتی چند بود که دست شرکت های نفتی چند ملیتی – که عموماً از سوی یهودیان اداره میشوند- از نفت ایران کوتاه شده بود و آنها را از در بیرون کرده بودیم، حالا از پنجره و به وسیله ی قراردادهای جدید نفتی (موسوم به ipc) درحال نفوذ مجدد هستند.
بنابراین پیشنهاد می کنم به دقت برنامه های کاندیداها و سخنرانی های حامیان آنها را زیر نظر بگیرید و ببینید آیا کاندیداها درباره این دو کلمه به صورتی جزئی و ریز بینانه صحبت می کنند یا اینکه طبق معمول فقط به کلی گویی های تکراری و وعده های خالی و خیالی بسنده میکنند.
سنجش کاندیداهای محترم از این منظر و شناخت دیدگاه و موضع شان نسبت به این دو موضوع، میتواند معیار مناسبی برای انتخاب فرد مورد نظر و رأی دادن به او باشد.
نویسنده: محمد مهدی قبادی












آقای قبادی عزیز، اولا همه سرمایه های مالی درعصرحاضر دردنیا به هم تنیده وهرکشوری هم باندازه توان مالی وسهم اش درسطح جهانی ایفای نقش میکند ولاجرم هم اعمال قدرت. که متاسفانه باید گفت که ایران دارای آن مقدارسرمایه مالی ای که مورد نظرشماست نیست که صهیونیست بخواهند برآن چنگ بییندازند. گذشته ازآن همین الان ایران محتاج سرمایه وسرمایه گذاری خارجی دردرون کشوراست وازآن به گرمی استقبال میشود.
اما درمورد نفت که اقتصاد ایران برفروش آن میچرخد اگربه شرکتهای نفتی خارجی فروخته نشود پس به کی باید فروخت؟ آن زمانی که شما میگویید دست شان کوتاه شده بود زمانی بود که بخاطرتحریمها آنها خریدارنفت ما نبودند و نه اینکه ما به آنها نفت نمی فروختیم. واصولا همه فعالیت های نفتی ما راکد وآن مقدارکمی هم که فروخته شد به جیب دزدان ودلال های نفتی نظیرآقای بابک زنجانی رفت.