نقش راهبردی توسعه مناطق مرزی باتأکید برمناطق مرزی غرب کشور
نوای گیلانغرب :مرزها به عنوان آخرین حد قلمرو یک دولت و کشور، معمولاً تحت تاثیر تحولات دو سوی مرز قرار می گیرند. از این رو مرزها معمولاً خط مقدم تحولات و تغییرات ایجاد شده، یا در حال تحول کشورهای مقابل هستند. چنانچه در آن سوی مرزها، کشورهای مجاور از بی ثباتی، هرج و مرج و وضعیت اقتصادی نامناسب برخوردار باشند. تأثیر آن متعاقباً به این سوی مرز نیز سرایت میکنند. از سوی دیگر به دلیل فاصله مرزها از مراکز سیاسی، اداری و اقتصادی، معمولاً خیلی کندتر از سایر نواحی از مزایای توسعه کشور بهره مند میشوند.
محرومیت مناطق مرزی به همراه مسائل و مشکلات آن سوی مرزها از جمله عوامل مهمی هستند که باعث ناامنی در مناطق مرزی کشور میشود که نیاز به ژرفنگری علمی و داشتن نگاهی راهبردی به مرز و منطقه مرزی دارد تا این که ناامنی ها کنترل، تنظیم و مقابله شود.
مرزهای غربی ایران بخصوص مرز گیلانغرب تا قصرشیرین و سومار با عراق نیز دارای خصیصههای متعددی است که محرومیت و توسعه نیافتگی شدید و ضعیف و نامتعادل و اقتصادی – فرهنگی این مناطق نسبت به مناطق مرکزی و پایین بودن سطح درآمد این نواحی از متوسطهای کشور از عمده ویژگیهای آن است. همچنین ناامنی در کشور همجوار ایران یعنی عراق و بیثباتی یا ضعف شدید در ایجاد ثبات کامل سیاسی، اداری، اقتصادی در این کشور همسایه که فقدان کنترل کامل مرزها را به همراه دارد، از جمله مواردی است که باعث اتلاف منابع و بروز مشکلات حاد در این مناطق مرزی میگردد.
در این مرزها امنیت کامل به معنی فقدان عبور و مرور غیرمجاز افراد، کالا و غیره، وجود ندارد و در نتیجه به دلایلی نفوذپذیر بودن این مرزها، امنیت در مناطق مرزی و حتی داخل کشور از جنبههای مختلف اقتصادی، سیاسی، نظامی، اجتماعی مورد تهدید واقع میشود؛ مرز ایران و عراق بدلیل وجود شرایط نه جنگ و نه نتوانسته به نقش اصلی خود که ممانعت از اقدامات ناخواسته است، جامه عمل بپوشاند.
در مجموع میتوان گفت که عوامل فوق و عدم توسعه یافتگی و محرومیت مناطق مرزی به همراه مسائل و مشکلات آن سوی مرزها از جمله عوامل مهمی هستند که باعث افزایش ناامنی و بروز برخی مشکلات و حوادث هم در داخل کشور و هم در مناطق مرزی در آینده میگردد که نیاز به ژرفنگری علمی دارد؛
اگرچه بعد از جنگ تحمیلی اقداماتی در راستای توسعه مناطق مرزی غرب کشور صورت گرفته، ولی این اقدامات نتوانستهاند مشکلات و نارساییهای این مناطق مرزی را سامان دهند، شاید مهمترین علت این امر چالشهای سیاسی بوده که کشور همسایه ایران یعنی عراق با آن مواجه بودهاند و تأثیرات ناامنی را بر مناطق مرزی غرب ایران تحمیل میکردند.
با توجه به آمارهای رسمی مرکز آمار میان توسعه مناطق مرزی و مرکزی ایران نابرابری و تفاوت چشمگیری وجود دارد، البته این تفاوت نه تنها میان توسعه مناطق مرزی و مرکزی وجود دارد، بلکه میان درون مناطق چه در مناطق مرزی و چه در مناطق مرکزی تفاوتهای زیادی وجود دارد. تا زمانی که عوامل نابرابری درون منطقهای کاهش پیدا نکند، نابرابریهای برون منطقهای نیز تقلیل نخواهند یافت. همانطور که بیان گردید، اهمیت تاثیرات مستقیم و گسترده مرزهای کشور ایران؛ بر استقلال و تمامیت ارضی، حاکمیت ملی، امنیت داخلی، اوضاع اقتصادی، اجتماعی – فرهنگ و ایدئولوژی، دیپلماسی و نیروی نظامی و نیز بر شرایط داخلی و خارجی کشور و کشورهای همسایه انکار ناپذیر است، از این رو میتوان با توجه مباحثی که مطرح گردید چشمانداز مطلوب کنترل مرزهای غربی ایران را با انجام یک سری از اقدامات و راه کارهای مناسب در آینده چنین توصیف نمود:
– افزایش تواناییهای اقتصادی در مناطق مرزی جمهوری اسلامی ایران و فراهم بودن زمینه های توسعه اقتصادی و اجتماعی مرز و مرزنشینان؛
– ارتقاء شاخص های توسعه اقتصادی و اجتماعی استان های غربی در حد میانگین ملی و در مقایسه با کشورهای همسایه و جبران شکاف توسعه نیافتگی مناطق مرزی.
– توسعه مناطق مرزی با هدف تقویت همگرایی ملی و پیوند مناطق مرزی با اقتصاد ملی و فراملی
– ساماندهی بازارچه ها و مبادلات مرزی از طریق اصلاح نظام اجرایی، معیارهای تشکل و رویه های اداری
– اتخاذ رویکرد توانمندسازی و مشارکت محلی بر اساس الگوی نیازهای اساسی توسعه استان ها و تشخیص نیاز توسط جوامع محلی برای ارایه خدمات اجتماعی، از طریق نظام انگیزشی برای پروژه های عمرانی کوچک، متناسب با ظرفیت های محلی استان های غربی.
– توزیع متناسب منابع به منظور رفع عدم تعادل های منطقه ای و همچنین عدالت اجتماعی و توزیع مناسب منابع و فرصت ها
– بهره گیری از موقعیت منحصر به فرد مرزی استان های غربی برای ایجاد منطقه آزاد تجاری در چارچوب سند ملی توسعه مناطق آزاد
– ایجاد جاذبه برای توسعه صنعت گردشگری در استان های توسعه نیافته با توجه به چشم انداز های گردشگری موجود استان های غربی
– توزیع متعادل و سلسله مراتبی مراکز رشد از مرکزیت تا دورترین نواحی مرز در استان های مرزی می تواند موجبات برقراری تعادل فضایی میان منطقه مرکز استان و منطقه مرزی را فراهم آورد.
– تکیه بر توان مردم محلی در برنامه های توسعه فضایی و کالبدی استانهای توسعه نیافته مرزی از طریق تقسیم کار عملی و توزیع فضایی فعالیت و جمعیت.
– ایجاد جاذبه های اقتصادی و اجتماعی و رفاهی به منظور نگاهداشت جمعیت در مناطق توسعه نیافته و افزایش میزان خدمات رفاهی و زیربنایی جهت افزایش حس تعلق آنان
– تسهیل روابط فرهنگی، بازرگانی و اجتماعی بین مناطق مرزی و مناطق دیگر استان جهت افزایش همبستگی و تقویت همگرایی
– مطالعه جامع و تخصصی در مورد ساختار فضایی منطقه مرزی و چگونگی ارتباط آن ها با فضای هم جوار اعم از فضاهای داخلی و خارجی کشور و مطالعه چگونگی تعامل این فضاها با یکدیگر
فریبرز محمدی دکترای جامعه شناسی مسایل اجتماعی ایران












جالب بود
با سلام
نقش راهبردی اصلاً بیان نشده تو مقاله؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟